تبلیغات
مهدویت و دجال - عیوب حكومت دموكراسى
بصیرت
مهدویت او خواهد امد

امّا با تمام امتیازاتى كه در این طرز حكومت به چشم مىخورد، هنگامى كه به عمق و محصول نهایىاش مىاندیشیم مىبینیم بر خلاف ظاهر زیبایش; چهره وحشتناكى دارد; زیرا:

1 ـ استثمار گروهى ـ نخستین محصول این نوع حكومت یعنى حكومت «اكثریّتها» ـ با توجّه به این كه اقلّیّتها همیشه نفرات محدود و ناچیزى نیستند كه بتوان در محاسبات گروهى آنها را نادیده گرفت ـ این است كه استثمار دستجمعى را مجاز مىشمرد و به پنجاه و یك درصد جمعیّت مردم جهان اجازه مىدهد افكار و مقاصد خود را بر چهل و نه درصد جمعیّت تحمیل كنند; و براى حفظ منافع اكثریّت، منافع گروه قابل ملاحظهاى كه تنها دو درصد، و یا حتّى گاهى یك درصد، با آنها تفاوت دارند، نادیده بگیرند. و این ضربهاى است بزرگ بر عدالت و آزادى در جهان انسانیّت كه تحت عنوان مترقىترین نوع حكومت انجام مىگیرد.

2 ـ اقلّیّتها در چهره اكثریّت ـ بدتر از آن این كه در این نوع حكومت غالباً «اقلیّتها» در چهره «اكثریّت» ظاهر مىشوند، و عقائد خود را بر آنها تحمیل مىكنند; به این ترتیب كه صاحبان «زر» و «زور» با در دست داشتن وسائل ارتباط جمعى، و با تغذیه اهداف و مقاصد و برنامهها و اشخاص مورد نظر خویش، به طور مستقیم و غیر مستقیم، به مطبوعات تجارتى، رادیوها و تلویزیونهاى بازارى، چنان اكثریّت را شستشوى مغزى مىدهند و افكار محیط را در مسیر خواستههاى خود منحرف مىسازند كه عملا حكومتى روى كار مىآید كه تنها در مسیر منافع این اقلّیّت متكاثر (افزون طلبان قدرت و پول) گام بر مىدارد. به همین دلیل، جاى تعجّب نیست كه در كشورهایى كه با این سیستم اداره مىشود، حكومتها «معمولا» نماینده و حافظ منافع بورژواها و سرمایه داران بزرگند (هر چند ظاهراً انتخابات آزاد با مشاركت عموم مردم و مداخله كتبى در صندوقهاى رأى صورت مىگیرد).

البتّه اگر اكثریّت بتواند نخست این گروه را از تخت قدرتشان پایین بكشد سپس انتخاباتى صورت گیرد، ممكن است اكثریّت واقعى حاكم بر مقدّرات جامعه باشند، ولى این كار هم به اصطلاح سر از دور و تسلسل و محال در مىآورد. و اگر ما بتوانیم حكومت اكثریّت واقعى را بر اقلّیّت (فرضاً) به نحوى توجیه كنیم مسلّماً حكومت اقلّیّت استثمارگر بر اكثریّت استثمار شده به هیچوجه قابل توجیه نیست.

3 ـ نامساوى در شرایط مساوى ـ در این سیستم حكومتى هر كس در هر شرائطى داراى یك رأى است، یعنى: یك دانشمند بزرگ با یك فرد بیسواد كاملا مساوى است; همچنین یك سیاستمدار آگاه و ورزیده و ملّى، با یك فرد نا وارد و فاقد تجربه; و یك انسان پاكدامن خوشنام با یك عضو دزد آلوده جانى... و این یك نوع بیعدالتى آشكار است، چرا كه یكى از این دو مىتواند هزاران برابر دیگرى سرنوشت ساز باشد. درست است كه اگر بخواهیم تفاوتهایى میان افراد قائل شویم، با فقدان معیار و ضابطه روشن روبه رو خواهیم شد ولى هر چه هست این یك نوع نارسائى است كه در طبیعت حكومت دموكراسى مادّى غربى نهفته است.

4 ـ دنباله روى بجاى رهبرى ـ حكومتها و نمایندگان مجلس در این سیستم حتماً خود را ملزم به رعایت خواستههاى اكثریّت (بى هیچ قید و شرط) مىدانند، چرا كه براى حال و آینده چشمشان به آنها دوخته است، و بدون این دنباله روى موقعیّت و قدرتشان بخطر خواهد افتاد. بنابراین، در طبیعت این طرز حكومت، مسأله رهبرى عملا جاى خود را به دنباله روى سپرده است، و مفاسد و مظالم و انحرافات و آلودگیهاى اجتماعى از هر نوع و هر قبیل كه مورد علاقه اكثریّت باشد، نه تنها دنبال، بلكه تشدید مىشود. با توجّه به این واقعیّت، جاى تعجّب نیست كه فى المثل مىبینیم پارلمان انگلستان مسأله «همجنس گرایى»! را با نهایت تأسّف به عنوان یك قانون به تصویب مىرساند، چرا كه همجنس گرایان در آنجا نماینده بلكه نمایندگان دارند! با توجّه به آنچه گفته شد، تصدیق خواهید كرد تا چه اندازه این حكومت ایده آل مادّى غیر ایده آل است! زیرا: اولا، قوانین مادّى بفرض این كه مفید به حال ضعفا و موجب تعمیم عدالت باشد هیچگونه ضمانت اجرایى ندارد، زیرا در محیطى كه تمام ارزشها طبق مقیاسهاى مادّى تعیین مىگردد، موضوع «عدالت» براى زورمندان كه مستلزم گذشت از بسیارى منافع و امكانات مادّى است، مفهوم صحیح و عاقلانهاى ندارد; لذا در چنین محیطهایى تنها ضعفا دم از عدالت و مساوات مىزنند نه اقویا ولى اگر پاى ارزشهاى معنوى پیش آید عدالت براى آنها نیز مفهوم پیدا خواهد كرد زیرا هنگام اجراى عدالت اگر چه قسمتى از منافع خود را از دست مىدهند امّا به جاى آن به یك ارزش معنوى و فضیلت خواهند رسید. نمونه روشن این مطلب سازمانهاى وسیع بینالمللى است كه پس از جنگ دوم جهانى به وجود آمده; این سازمانها كه به اصطلاح مهمترین مركز براى تأمین صلح جهانى محسوب مىشود و سیاستمداران متفكّر جهان در آن شركت دارند تا كنون همواره بهصورت بازیچهاى براى اعمال نفوذ دولتهاى بزرگ و یا بهصورت یك سالن كنفرانس و سخنرانى براى دولتهاى كوچك بوده كه فقط مىتوانستهاند قسمتى از حرفهاى خود را در آنجا بزنند. ثانیاً، مطالعات تاریخى و تجربه نشان مىدهد كه حسّ افزونطلبى انسان هیچگاه از طریق مادّى اشباع نشده است; یعنى انسان هرگز به جایى نرسیده كه بگوید همین مقدار براى من كافى است. خواستههاى انسان از این نظر نامحدود است و امكانات مادّى هر قدر هم زیاد باشد محدود است و این وسائل محدود پاسخ آن خواستههاى نامحدود را نمىدهد و همین «تضادّ خواستهها و امكانات» است كه جنگ را به صورت یكى از لوازم همیشگى زندگى مادّى در آورده است. ولى اگر پاى معنویات ایمان به خدا و توجّه به ارزشهاى انسانى و اخلاقى و احساس مسؤولیّت در پیشگاه آن مبدأ بزرگى كه مافوق مادّیات و جهان مادّه است در دلها زنده شود، مىتواند این غریزه را محدود ساخته و در مجراى صحیحى به كار اندازد و صلح و امنیّت را به جاى جنگ بنشاند. و به عبارت دیگر، غریزه فزونطلبى را مىتوان از طریق امور معنوى كه هیچگونه محدودیّتى ندارد اشباع كرد و آن تضادّى كه عامل اصلى جنگ و ظلم بود از میان خواهد رفت.

But with all the concessions the government to be seen how, when it comes to the ultimate product of depth and contrast to see the beautiful face, the face is bad because:
A percentage of the world population allows the thoughts and intentions of the forty-nine percent of the population imposes its will and interests of the majority to protect the interests of significant groups of only two or sometimes even one percent of them are different, ignore . This is a big blow for freedom, justice and humanity in the world that will take place under the rule of Mtrqytryn.
Two minorities in the face of this kind of government that is often worse than the majority of "minorities" in the face of the "majority" will appear, and they impose their ideas, so that the owners were "gold" and "force" the The involvement of the media, and nutrition programs and individuals about their goals and objectives, directly and indirectly, to the trade press, television and radio market, and they are so brainwashed majority opinion in the interests of the environment diverted to make the government work, and is actually in the interest of the minority only Mtkasr (increasingly seeking power and money) taking steps. Therefore, it is not surprising that in countries with which the system is run, governments "usually" represent the interests of the bourgeoisie and large capitalists (though ostensibly free elections with the participation of the public and writing intervention takes place in the ballot box).
And if we have a real majority rule over the minority (for instance) to explain the way the government is certainly not justifiable means exploiting minority over the exploited majority.
3 Inequality on equal terms in the system of government everyone has one vote in any circumstances, namely: a great scientist with an illiterate person is completely equal, as well as a knowledgeable and skilled politician and nationalist, an unknown person entered without experience, and a virtuous man reputed thief with an infected member Johnny ... This is a manifest injustice because one of these other many times over could be decisive.
4 followers instead of leaders of government and parliament in their obligations and interests of the majority of your system (without any reservations) know for now and in the future because their eyes are fixed on, and the condition of follow power will fall hazard. Thus, the nature of this form of government, the issue of leadership effective way to follow is given, and the corruption and social injustices and corruptions and contaminations of any kind and any such interest to the majority, not just looking, but it is exacerbated. Due to this fact, not surprising that the issue of the British Parliament example see "gay"! Regretfully, he serves as a law, but a representative of Representatives since there are homosexuals! According to what was said, you will recognize how the ideal state of the material is ideal! Because, firstly, that the laws are weak and lead to useful material Even that is no guarantee of justice can not be generalized, because the environment that values ​​all financial measures determined in accordance with the theme of "justice" for the powerful interests that require a lot of time and material resources instead give a spiritual value and virtue will. or in a speech to a conference of small states that only part of his career where he could throw. Secondly, historical studies and experience show that human Afzvntlby never feel the material is not saturated, ie people who would never come to the place where the same amount is enough for me. . The security of War takes place. In other words, through the spiritual instinct Fzvntlby can be no limitation of saturation and contrast, it was the main cause of war and injustice will disappear.