تبلیغات
مهدویت و دجال - مصلح جهانی در منابع اهل سنت
بصیرت
مهدویت او خواهد امد

قبل از هر چیز توجّه به دو مطلب لازم است.

1 ـ بعضى مىپرسند با وجود قرآن، چه نیازى به احادیث و روایات داریم؟ و با توّجه به این كه در قرآن بیان همه چیز هست (فیه تبیان كل شىء) چه مانعى دارد كه ما هم با آنها كه گفتند: «حسبنا كتاب اللّه; قرآن كتاب خدا ما را بس است» همصدا شویم؟ بخصوص كه مىشنویم كه در میان احادیث صحیح، احادیث مجعول و نادرست نیز وجود دارد، و این باعث بى اعتبار شدن همه آنها است. ولى با توجّه به این كه ما مسلمان هستیم، یك مسلمان پایبند به قرآن نمىتواند به احادیث اسلامى كه از طرق صحیح رسیده عمل نكند زیرا: اولا، منكران سنّت و حدیث صحیح، در واقع منكر خود قرآن محسوب مىشوند; چه اینكه، قرآن صریحاً گفتار پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) را به عنوان یك منبع معتبر و واجب الاطاعه معرفى كرده و مىگوید:

ما اتاكم الرّسول فخذوه و مانهاكم عسنه فانتهوا(12); آنچه پیامبر براى شما آورده و به شما فرمان دهد بگیرید و عمل كنید و آنچه شما را از آن نهى كند، خوددارى كنید!

ما كان لمؤمن ولامؤمنة اذا قضى اللّه ورسوله امراً ان یكون لهم الخیرة من امرهم(13); هیچ مرد و زن با ایمان حق ندارد در برابر فرمان خدا و پیامبر سرپیچى كند!

من یطع الرّسول فقد اطاع اللّه و من تولّى فما ارسلناك علیهم حفیظاً(14); آن كس كه اطاعت پیامبر كند اطاعت خدا كرده و آن كس كه روى بگرداند تو مسؤول آنها نیستى (و حساب و كیفرشان با خدا است). و آیات دیگر كه همگى فرمان پیامبر را همچون فرمان خدا واجبالاطاعه مىشمرد. ثانیاً، قرآن محتوى دستورات كلّى و قوانین اساسى اسلام است; و اگر از سنّت چشم بپوشیم، جنبه عملى خود را از دست خواهد داد، و به گونه كلّیاتى ذهنى كه قابلیّت اجرا ندارد باقى مىماند; زیرا تمام جزئیّات و ریزه كاریها و آئین نامههاى عملى و اجرایى آن قوانین كلّى همه در سنّت بیان شده است. گرچه افراد بى اطّلاعى پس از وفات پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)اصرار داشتند كه احادیث او را كسى ننویسد، مبادا مزاحمتى با قرآن فراهم گردد! امّا پس از مدّتى همه به ضعف و سستى این طرز تفكّر آشنا شدند كه اگر زمان دیگرى بگذرد و احادیث پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) به دست فراموشى سپرده شود اسلام فاقد ارزش اجرایى و عملى خواهد شد; لذا آن نظریه كهنه و افراطى و كوته بینانه را رها ساخته به تدوین كتب حدیث پرداختند. ثالثاً، درست است كه دست جاعلان به سوى احادیث اسلامى دراز شده و با انگیزههاى مختلفى به آشفته ساختن احادیث پرداختند، ولى چنان نیست كه احادیث صحیح و مجعول و مشكوك ضوابطى نداشته باشد، و نتوان آنها را از هم جدا ساخت; بلكه با توجّه به علم رجال و علم حدیث و درایه، این كار كاملا ممكن است.

2 ـ او یك مرد انقلابى است نه یك سیاستمدار مادى! دلائلى كه از طریق عقل و خرد یا از راه فطرت و نهاد اصیل آدمى، بر تحقّق یك انقلاب اصلاحى وسیع در جهان ذكر شد ـ همانند آیاتى كه در قرآن در این زمینه دیده مىشود ـ هیچكدام سخن از شخص خاصّى به میان نمىآورد; بلكه تنها یك بحث كلّى را تعقیب مىكند; ولى بدون شك چنان انقلاب مانند هر انقلاب دیگرى نیازمند به رهبر دارد. یك رهبر نیرومند و آگاه و پرقدرت و پر استقامت با دیدى وسیع و جهانى. آیا این رهبر مىتواند همانند رهبران امروز جهان از جوامع مادّى برخیزد؟

یعنى همانند رهبرانى كه هدفشان در درجه اوّل حفظ موقعیّت خویش، و سپس هر چه به حفظ موقعیّت شخصى آنها كمك كند مىباشد; و تعظیمشان در برابر مكتبهاى مختلف سیاسى و اقتصادى به مقدار تأثیرى است كه در حفظ موقعیّتشان دارند; و در درجه بعد حدّ اعلاى هدف و همّتشان گام گذاردن در مسیر منافع ملّتشان مىباشد، هر چند به خاطر آن ملّتهاى دیگر را به «قربانگاه» ببرند! جنگ بیست ساله ویتنام با ملیونها كشته، و مجروح، و ملیونها خانه و لانه ویران شده، و ملیونها معیوب و ناقص العضو، و میلیاردها ثروت بر باد رفته، ثابت كرد كه سرمایه دارى امروز حاضر است براى حفظ منافع خویش، و حتّى گاهى براى هیچ ـ هیچ كه نه، بلكه یك مشت اوهام به نام پرستیژ و نه چیز دیگر ـ بجنگد; و در این میان چند رهبر عظیمالشّأن(؟) عوض شدند; ولى همه آنها این مسیر را مانند اسلافشان پیمودند و ثابت كردند این عمل نظر شخصى فرد یا افرادى نبوده بلكه قولى است كه جملگى بر آنند و خاصیّت كشورهایى است كه با آن اصول اداره مىشوند. آنها آزادى را به عنوان بزرگترین هدف مىطلبند، امّا تنها براى خودشان; گاهى سخن از آزادى براى دگران بر زبان مىرانند امّا همین كه با منافع آنها تصادمى پیدا كند بسرعت از میان مىرود «همچون برف در آفتاب تموز»! براى تامین منافع مادّیشان همه دست در دست هم دارند و تنها اصل مقدّس و مورد اتّفاقشان همین است; گویى یك قرار داد دائمى و جاودان در زمینه آن تنظیم كردهاند. و حربههایى چون «حقوق بشر» و اصل «آزادى انسانها در تعیین سرنوشتشان» بیشتر براى كوبیدن رقبا است; به همین دلیل، موقعى كه پاى دوستانشان به میان مىآید این حربهها كند مىشود; و به خاطر همان دوستى و اشتراك منافع از اجراى این اصول معاف مىگردند! آیا این سیستمهاى اجتماعى و این گونه ابرقدرتها مىتوانند پرچم آزادى و عدالت را در جهان به اهتزاز در آورند و آیا میان ابرقدرتها فرقى وجود دارد! تكلیف «ابرقدرتهاى سرمایه دارى» و ظلم و ستم و استعمارشان ناگفته روشن است و نیازى به بحث ندارد. امّا ابرقدرتهاى چپ: آنها براى تعمیم و بسط عدالت در میان تودههاى زحمتكش و ساختن یك جامعه بدون طبقات تمام قدرتها را كوبیده و در چند نفر ـ یعنى گردانندگان تنها حزبشان ـ متمركز ساختهاند. هزاران فئودال بزرگ و كوچك را در كوره انقلاب «پرولتاریا» ذوب كرده، و از آن چند فئودال بزرگ ریختهاند كه سر نخ تمام حركات سیاسى و اقتصادى محیطشان را در دست دارند. آنچنان سانسور شدیدى بر محیط مسلّط كردهاند كه حتّى مجال اندیشیدن بر خلاف آنچه این رهبران مىخواهند، یا مىاندیشند، از خلقها سلب شده! اصولى را كه زائیده مغز بشر متحوّل متغیّر و در مسیر تكامل است به گونه یك رشته اصول جاودانى و دُگم در آورده، گویى مىخواهند تاریخ را در یك قرن قبل متوقّف سازند و چرخهایش را براى همیشه از حركت باز دارند.

گاه یكى از سران كه رقبا را بتدریج از صحنه قدرت كنار مىزند آنچنان خود كامه مىشود كه انسان را به یاد افسانه دیكتاتورهایى همچون خان مغول مىاندازد و فىالمثل مانند آقاى استالین براى حفظ موقعیّت خویش كشتن یك ملیون و دویست هزار نفر را مجاز مىشمرد! امّا پس از مرگ، حتّى جسدش را از این قبر به آن قبر مىكشانند، و نامش را از همه بر مىدارند; گویى اصلا وجود نداشته، در حالى كه تا دیروز تنها سنگر آزادى خلقهاى زحمتكش و تنها یار و حامى استثمار شدگان دنیا بود! به خاطر حفظ منافع، گاه با هممسلكانشان شدیدترین مبارزه را مىكنند و با دشمنان سرسخت، طرح دوستى و «همزیستى مسالمتآمیز» مىریزند و اصول جاودان خود را به دست فراموشى مىسپارند! آیا اینها مىتوانند پرچم عدالت را در جهان برافرازند و همه ملّتها و كشورها را زیر آن فرا خوانند؟ آیا مىتوان از یك مكتب مادّیگرى جز این انتظار داشت؟ مسلّماً نه! خواه ماتریالیسم كاپیتالیسم باشد یا ماتریالیسم سوسیالیسم یا ماتریالیسم ماركسیسم.

تنها یك مكتب انسانى و مافوق مادّى توانائى دارد چنان برنامه انسانى را در سطح جهان پیاده كند. مكتبى كه رهبرش به حفظ موقعیّت خویش نیندیشد. تنها به ملّت خویش متعلّق نباشد. فقط از زاویه محدود مادّیگرى به جهان نگاه نكند. افكارى آسمانى و بلند و ژرف داشته باشد. و پاك از پستیها و لغزشها. او است كه در پرتو اصولى كه الفبایش با الفباى اصول مادّیگرى كه دنیاى امروز را اداره مىكند، فرق دارد، مىتواند بشریّت را از این گذرگاه خطرناك تاریخ برهاند و به وادى ایمن برساند. او كیست؟ و چه شخصى خواهد بود؟ اعتقاد عمومى مسلمانان این است كه او مردى است به نام مهدى با مشخصات زیر:

First of all it is necessary to double post.
Some one asked the Quran and Hadiths do we need? And according to the Quran is all about (party of Wisdom object) What is the problem that we have with them, which said: "Hsbna the Book of Allah, the Quran, the Book of Allah is sufficient for us" we are united? Especially when we hear the sound Hadith, the sayings are false and wrong, and the cause is discredited them. But given that we are Muslims, the Quran is not a true Muslim, Islamic Hadith, which means it does not function correctly reached: First, the tradition and the hadith deniers right to deny the Koran are in fact, what the Koran explicitly Speech Prophet (sawa upon) as a credible source and Alatah obligatory introduction and says:
We Alrsvl Atakm Fkhzvh and Manhakm Snh Fanthva (12), what the Messenger gives you, and you can control and what you can do and it is forbidden to Avoid!
We Lmvmn Vlamvmnh Aza Qzy Kahn's The Prince Vrsvlh Ykvn Lhm Alkhyrh I Amrhm (13); any believing man or woman has the right to disobey the command of Allah and His Prophet!
Just inform me God and I have Thule Fma Yt Alrsvl Arslnak Al Hfyza (14), it is he who obeys the Messenger has obeyed Allah, but he who turns away and you are not responsible for them (and the account of God's punishment). And all the other verses that Allah's Messenger as Vajbalatah counting. Secondly, the Qur'an contains general rules and basic laws of Islam and the traditions of the Bpvshym, will lose their practical aspects, and to the general body remains that is not applicable because all the detail and intricacy of the practical laws executive and general laws of tradition is all. Although people know about the demise of the Holy Prophet (sawa upon) insisted that one of his sayings Nnvysd, disturbance would not be provided with the Quran! But after a while all the weakness of thinking learned that if time passes and the Hadiths of the Prophet (sawa upon) the executive and the actual value will not be forgotten Islam so extreme and the old theory, Hadith books began to formulate short-sighted freed. Thirdly, it is true that the forger different motivations towards Islamic tradition and long-held traditions of making disturbing, but not so the hadith is correct and not false or doubtful terms, and can not separated from each other to, but the men of science and the science of Hadith and the elements, it is quite possible.
2 He is a man, not a politician, revolutionary material! general discussion will follow, but it certainly needs another revolution, like any revolution leader. A strong leader, aware and strong and full of stamina and a broad view of the world. As the leader of the world's leaders in the financial community comes?
The goal of putting steps in the interests of the nation is Hmtshan, though, because the other nations, "altar" kill! Twenty-year war in Vietnam, with millions killed and injured, and millions of homes and nests have been destroyed, and millions of defective and incomplete Alzv, and billions of wealth gone, proved that capitalism today is willing to protect its own interests, and sometimes even for No no no, nothing else but a fist fight, and the prestige of the name of the band and a leader among Zymalshan (?) were changed, but they all traveled this route as their predecessors, and this proved a personal opinion Promises that are not members of their families and property of all the states that are governed by those principles. They are demanding freedom as a major goal, but only for themselves, sometimes driving on the language spoken freedom to others, but it fades quickly find that their interests collide "Tmvz like snow in the sun!" Madyshan interest for all hands, and only the Bible and the Atfaqshan is permanent and eternal about it as if a contract had been set. And Hrbhhayy such as "human rights" and the "liberation of human destiny" for most of the competitors hitting is why, when it comes to foot friends that this tactic is usually due to the implementation of the principles of friendship and shared interests. are exempt! Social systems can flag it liberty and justice in this world superpowers are raised and whether there is a difference between superpowers! Assignment "capitalist superpowers" and untold cruelty and Astmarshan is clear and requires no discussion. But superpowers left: They expansion of the working masses and build equity in a society without classes, all power to the ground, and in some cases operators have focused only party. Thousands of small and large landowner in the oven "proletariat" had melted, and it flooded onto a large feudal political and economic environment in which the clues are all movements. Censorship as the dominant medium even have a chance to think, contrary to what the leaders want, or think, of people have been robbed! The principle that the human brain is born and evolved in the direction of changing variables as an eternal principle and dogma in the field, as if they want to date a century ago to stop the wheels always have moving.
But after his death, even his body from the grave to grave, men, and all the ends of the call, as if it never existed, while the former is only bastion of liberty to people around the world who are toiling and exploited only friend and protector was Their interests, and they sometimes struggle with Hmmslkanshan most ardent enemies, befriending schemes and "peaceful coexistence" and shed its eternal principles likely to forget! These could raise the flag of justice in the world, and all nations and countries under its call? You can only expect from a school of materialism? Certainly not! Whether capitalism or materialism materialism materialism of socialism or Marxism.
A school is only human and superior material is able to implement such programs in the world man. School leader to maintain his position Nyndyshd. Belong not only to our nation. Just do not look at the world in terms of limited materialism. Scripture is long and deep thoughts. And removed from the mailing slip. He is in the light of the principles of materialism Alfbaysh alphabet that runs today's world, it is different, can save humanity from the date of the dangerous passage to reach the valley safe. Who is he? And what person would? Muslim public opinion is that he is a man by the name of Mahdi with the following characteristics: