منوی اصلی
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما از کدام طریق بهتر می توان افکار مردم را به طرف یک جامعه منتظر سوق داد؟






آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
کلیپ ها
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
کاربردی
+
ابر برچسب ها


منظور از «الزام اجتماعى» این است كه وضع زندگى اجتماعى انسانها به چنان مرحلهاى برسد كه احساس نیاز به مطلبى كند و آن را به عنوان یك «ضرورت» بپذیرد. این را هم مىدانیم كه هر انسانى در آغاز چنان است كه مىخواهد از هر نظر آزاد باشد و هیچ گونه محدودیّتى در زندگى او وجود نداشته باشد، ولى كم كم مىفهمد كه این گونه آزادى او را از بسیارى از امتیازات زندگى جمعى محروم مىسازد، و به خواستهاى اصیل او زیان مىرساند; و اگر قید و بندهایى به نام «قانون» را نپذیرد، اجتماعى كه در آن زندگى مىكند گرفتار هرج و مرج مىشود و از هم متلاشى مىگردد. اینجاست كه تن به مقررات و اصول و قوانینى مىدهد. همینطور با پیشرفت جوامع; روز به روز بر میزان این قید و بندها افزوده مىشود، و باز همه آنها را به عنوان «ضرورت» مىپذیرد. یك مثال ساده براى این موضوع مىزنیم:

در مورد مقرّرات رانندگى و ترافیك، هنگامى كه وسیله نقلیه سریعالسّیرى در اختیار انسان قرار مىگیرد، دلش مىخواهد آزادانه به هر جا مىخواهد برود; در هر جا مایل باشد توقّف یا پارك كند; با هر سرعتى براند; بر سر چهار راهها بدون معطّلى به راه خود ادامه دهد; ولى بزودى مىفهمد اگر این كار را او بكند، دلیلى ندارد كه دیگران نكنند، و نتیجه آن هرج و مرج و انواع خطرهاست. لذا امروز هر كودكى مىداند این موضوع درست نیست; باید مقرّراتى در كار باشد، هر چند ساعتها او را از رسیدن به مقصدش عقب بیندازد; باید جریمه و انضباط شدید (امّا عادلانه و عاقلانه!) در كار باشد وگرنه هر روز صدها نفر، جان خود، یا وسیله نقلیه خویش را در این راه از دست مىدهند. این را مىگوییم «ضرورت» یا «الزام» اجتماعى. ولى مهم این است كه یك «نیاز واقعى» جامعه آنقدر آشكار گردد كه ضرورت بودنش را، همه یا حدّاقل متفكّران و رهبران جامعه بپذیرند; و این در درجه اوّل بستگى به بالا رفتن سطح آگاهى و شعور اجتماعى مردم دارد، و سپس ارتباط با آشكار شدن نتایج نامطلوب وضع موجود جامعه و عدم امكان ادامه راه. به همین دلیل، (مثلا) مىبینیم داد و فریادها در زمینه آلودگى محیط زیست به جایى نمىرسد، و كسى گوشش بدهكار این نیست كه مقرّرات مربوط به پاكسازى محیط را بپذیرد; امّا هنگامى كه مردم ببینند فىالمثل، شهرى همانند تهران آنچنان گرفتار آلودگى هوا شده كه بیماریهاى پى در پى مردمش را تهدید مىكند; تنفّس كردن مشكل شده; چشمها مىسوزد; و به گفته آمارگران روزى ده نفر نابینا مىشوند; آب دهان ـ با چند ساعت رفت و آمد در شهر ـ سیاه شده، آثار بیماریهاى پوستى و كم كم بیمارى دستگاه تنفس و ناراحتى قلب و كبد و مسمومیّت آشكار گشته، اینجاست كه به عنوان یك ضرورت تن به مقرّرات شاق و كمرشكنى مىدهد، و از امورى مانند از كار انداختن كارخانههایى كه با قیمت گزاف ساخته شده، كنار گذاشتن هزاران وسیله نقلیه دود زا، و خوددارى كردن از بسیارى از فعّالیّتهاى پرسود اقتصادى كه موجب آلودگى هوا مىگردد، استقبال مىكند.

با توجّه به این مثال به اصل سخن باز مىگردیم; شاید بسیارى از مردم در قرن 17 و 18، با مشاهده پیشرفتهاى چشمگیر صنعتى، ترسیمى كه از قرن بیستم داشتند، ترسیم یك بهشت برین بود; فكر مىكردند با آهنگ سریعى كه رشد صنایع به خود گرفته روزى فرا خواهد رسید كه: منابع زیرزمینى پشت سر هم كشف مىشود; نیروى «اتم» كه مهمترین و عظیمترین منبع انرژى است بالاخره با سرپنجه علم مهار مىگردد; انسان به رؤیاى پرواز به آسمانها تحقق مىبخشد; با یك فشار آوردن روى یك دكمه خانهاش جاروب، غذا پخته، لباسها و ظرفها شسته، اطاقها در زمستان گرم و در تابستان سرد مىشود; با زدن یك دكمه زمین شكافته، بذر افشانده و سرانجام محصول آن با ماشینهاى مجهّز جمع آورى و پاك و بسته بندى و آماده مصرف مىگردد...; آنگاه انسان مىنشیند و از اینهمه آسایش و آرامش و راحتى لذّت مىبرد! ولى باور نمىكردند كه انسان صنعتى و ماشینى زندگى مرفّهترى نخواهد داشت، بلكه پا به پاى پیشرفت تكنولوژى، سروكلّه نابسامانیهاى تازه و غول مشكلات جدید پیدا مىشود; عفریت «جنگهاى جهانى» سایه وحشتناك خود را بر كانونهاى ماشین و صنعت، خواهد افكند; و در مدّت كوتاهى آن را چنان در هم مىكوبد كه هرگز در خواب هم نمىدید! تازه مىفهمد زندگى او چقدر خطرناك شده است! اگر در گذشته سخن از جنگهایى در میان بود كه در آن چند هزار نفر جان خود را از دست مىدادند، فعلا سخن از جنگى در میان است كه بهاى آن نابودى تمدّن در كره زمین و بازگشت به عصر حجر است! كم كم مىفهمد براى حفظ وضع موجود، و پیروزیهاى بزرگ صنعتى و تمدّن; مقرّرات گذشته، هرگز كافى نیستند، و باید تن به مقرّرات تازهاى بدهد. كم كم زمانى فرا مىرسد كه «وجود حكومت واحد جهانى» براى پایان دادن به مسابقه كمرشكن تسلیحاتى; براى پایان دادن به كشمكشهاى روز افزون قدرتهاى بزرگ; براى كنار زدن دنیا از لب پرتگاه جنگ; به عنوان یك «ضرورت» و «یك واقعیّت اجتنابناپذیر» احساس مىگردد كه باید سرانجام این مرزهاى ساختگى و دردسرساز بر چیده شود و همه مردم جهان زیر یك پرچم و با یك قانون زندگى كنند! زمانى فرا مىرسد كه سطح شعور اجتماعى در جهان به مرحلهاى مىرسد كه به روشنى مىبینند توزیع ظالمانه ثروت به شكل كنونى كه در یك سوى دنیا و حتّى گاهى در یك طرف شهر، مردمى چنان مرفّه زندگى مىكنند كه سگ و گربههاى آنها نیز بیمارستان و پزشك و دندانساز و اطاق مجلّل خواب دارند; ولى در طرف دیگر، مردمى از گرسنگى، همچون برگهاى زرد پائیزى روى زمین مىریزند; عاقبت وحشتناكى در پیش دارد; و بدون یك سیستم توزیع عادلانه ثروت، جهان روى آرامش نخواهد دید; بلكه غنى و فقیر، كشورهاى پیشرفته و عقب مانده هر دو در زحمت خواهند بود. هنگامى كه این مسائل بر اثر آشكار شدن عكس العملهاى نامطلوب وضع موجود، و بالا رفتن سطح شعور عمومى، به مرحله یك «ضرورت» رسید انقلاب و دگرگونى حتمى خواهد بود، همانطور كه در گذشته نیز چنین بوده است. بنابراین، «الزام اجتماعى» عامل مؤثّر دیگرى است كه با كاربرد نیرومند خود، مردم جهان را خواه ناخواه، به سوى یك زندگى آمیخته با صلح و عدالت; پیش مىبرد، و پایههاى یك حكومت جهانى را براساس طرح تازهاى مىچیند.

The "social obligation" is to be staged so that the social life of human beings feel the need to post it as a 'necessity' to accept. damage his original demands and the constraints and apply the "law" rejects, in which the community lives fall apart and crumble into chaos is outstanding. Here, the rules and regulations of the shows. As society progresses, the day the amount is added to these constraints, and open them all as 'necessity' shareholders. A simple example for this deal:
About driving and traffic regulations, vehicle rapidly when the man, wants freely to wherever it wants to go, stop or park wherever you want to be with any speed drives, on four roads without delay to continue, but soon he understands the work you do, there's no reason not to others, and the result is chaos and Khtrhast types. So now every child knows this is not true, the regulations should be applied every few hours to let him get back to the destination, should be severely penalized and discipline (but fair and wise!) Is at work every day, if not hundreds, of lives his or her vehicle on the way to lose. We call this the "necessary" or "required" social. But it is important that a "real need" Society is so obvious that the character needed, or at least all scholars and community leaders to accept and depend primarily on raising awareness and social consciousness of the people, and then with apparent The poor results of the present situation can not continue and the community. Thus (for example) we see yelling and screaming does not appear anywhere in the field of pollution and environmental cleaning one ear debtor does not accept the rules, but when people see, for instance, Tehran such as urban air pollution affects diseases that threaten people sow, breathing problem, eye burns, and the statisticians are blind ten days, the water was black in the mouth with a commute time, diseases of skin and slowly Many forgo lucrative economic activities that cause air pollution, welcomed.
According to this example, the original word back, maybe many people in the 17th and 18th centuries, with a view of industrial progress, the twentieth century was drawing, drawing a High Heaven was thought that the rapid pace of industry growth to The day has come that groundwater resources are found in tandem; force 'atoms' energy source is the most important and greatest inhibition of Srpnjh finally become a man realizes dream of flying to the heavens, with the push of a button, a home Broom, cooked, washed clothes and dishes, rooms are warm in winter and cool in summer with the push of a button, split, seeds and sow them with machines equipped with the product collected and cleaned and packed and ready to hear ... , then sits down and so many people enjoying the comfort and comfort and ease! But did not believe that man will not Mrfhtry industrial and machine life, but stepped foot technology advances, new problems are giant Srvklh new ones; monster "world wars" terrible shadow over the centers and the car industry will look, and the fatally in a short time so that it does not ever sleep! He understands just how dangerous life has become! Understand little by little to maintain the status quo, and the great victories of industrial civilization, the regulations, are never enough, and should give people new regulations. Slowly time arrives that "there is a single world government" to end the crippling arms race, to end the conflict increasingly large powers, to remove the lip edge of the world war as a "necessity" and "an unavoidable reality. "Ultimately, this is felt to be problematic boundaries and FABRICATED to be arranged under one flag and one law for all people in the world to live! and dentist sleeping rooms are luxurious, but on the other hand, people from hunger, like yellow autumn leaves falling on the ground, has a bad ending, and without a system of equitable distribution of wealth, the world will be peaceful, but rich and poor countries both advanced and backward will be in trouble. Detection of adverse reactions when the issues of the status quo, and a high level of public awareness, to stage a 'necessity' was imminent revolution will change, as it has in the past. Thus, "social obligation" factor is another powerful application itself, the people of the world, inevitably, toward a life permeated with peace and justice. Runs, and the foundations of a world government based on the new design Mychynd.