تبلیغات
مهدویت و دجال - تشکیل مجمع جهانی
بصیرت
مهدویت او خواهد امد

مىدانیم جنگ جهانى اوّل و دوم كه بى شباهت به حالت جنون ادوارى در عالم بشریّت نبود، در برابر اثرات مرگبارش، آثار بیدار كنندهاى از خود به یادگار گذاشت. به دنبال جنگ جهانى اوّل، «جامعه ملل» تشكیل شد; اما چیزى نگذشت كه با غرّش توپهاى جنگ جهانى دوم، بقایاى آن در هم فرو ریخت. ولى همان تجربه كوتاه مدّت سبب شد كه پس از پایان جنگ جهانى دوم، اساس نسبتاً محكمتر براى یك مركز و مرجع جهانى، به نام «سازمان ملل متّحد» چیده شود، و منشور جالبى به عنوان «اعلامیّه حقوق بشر» تنظیم گردد. انكار نمىكنیم كه بسیارى از موادّ آن شبیه همان ضرب المثل معروف خودمان درباره «زنگ» و «گربه» است و كسى را نمىتوان پیدا كرد كه در شرایط كنونى این زنگ به گردن آن گربه بیاویزد; ولى این را نیز نمىتوان انكار كرد كه این گام با تمام نقایصش گام مهمّى است كه برداشته شده، و حدّاقل همه مردم جهان به درستى این طرز فكر ایمان دارند، هرچند در عمل پایشان لنگ است! خوب ملاحظه كنید آیا موادّ زیر را كه از «اعلامیّه جهانى حقوق بشر» نقل كردهایم همانها نیست كه در بحثهاى گذشته دنبال آن مىگشتیم؟!

مادّه اول : تمام افراد بشر آزاد به دنیا مىآیند، و از لحاظ حیثیّت و حقوق با هم برادرند ـ همه داراى عقل و وجدان مىباشند; و باید نسبت به یكدیگر با روح برادرى رفتار كنند...

مادّه سوم : هر كس حق زندگى و آزادى و امنیّت شخصى دارد...

مادّه پنجم : احدى را نمىتوان تحت شكنجه، و یا مورد مجازات و رفتارى موهن و ظالمانه، یا برخلاف شؤون انسانیّت، قرار داد.

مادّه ششم : هر كس حق دارد كه در همه جا، به عنوان یك انسان، در برابر قانون شناخته شود.

مادّه هفتم: همه در برابر قانون مساوى هستند، و حق دارند بدون تبعیض و با رعایت تساوى حقوق، از حمایت قانون برخوردار شوند...

مادّه بیست و ششم: هر كس حق دارد از آموزش و پرورش بهرهمند شود،... آموزش و پرورش باید طورى هدایت شود كه شخصیّت انسانى هر كس را به حدّ اكمل رشد آن برساند و احترام حقوق و آزادیهاى بشر را تقویت كند...

مادّه بیست و نهم: هر كس در مقابل آن جامعهاى «وظیفه» دارد، كه رشد آزاد و كامل شخصیّت او را میسّر سازد. و بالاخره آخرین مادّه این اعلامیّه جهانى راه را براى تمام سوءاستفاده جویان مىبندد:

مادّه سىام: هیچیك از مقرّرات اعلامیّه حاضر نباید طورى تفسیر شود كه متضمّن حقّى براى دولتى، یا جمعیّتى، یا فردى، باشد كه به موجب آن بتواند هر یك از حقوق و آزادیهاى مندرج در این اعلامیّه را از بین ببرند، و یا در راه آن فعّالیّتى نمایند. مجدّداً یادآور مىشویم كه آنقدر خوش باور نیستیم كه این شعارهاى زیبا و دلانگیز را كه در شرایط نابسامان دنیاى كنونى، شبیه «رؤیاى شیرین و دلپذیرى» است كه تا مرحله تحقّق خارجى فاصله بسیار دارد، امورى انجام یافته تصوّر كنیم، و یا ضعف و ناتوانى این مجامع بزرگ جهانى را از حلّ بسیارى از مشكلات نادیده بگیریم. ولى نباید همانند افراد منفى باف، وجود آن را كه دلیل بر وارد شدن بشریّت در یك مرحله جدید تاریخى است نادیده بنگاریم. مىدانیم «سازمان ملل متّحد» در واقع حكم یك «سازمان مادر» را دارد، و از آن شعبى منشعب مىگردد كه یكى از آنها «شوراى امنیّت» است. تفاوت این «فرزند» با آن «مادر» در آن است كه «آن» قدرت اجرایى ندارد و مصوّباتش یك سلسله توصیههاى رسمى، به كشورهاى جهان است. به همین دلیل، گاهى افراد بدبین، از این مجمع جهانى، به عنوان «میز خطابه» یا «تالار سخنرانى جهانى» یا «پارلمان بى دولت» و مانند آن تعبیر مىكنند; ولى هر چه هست این فایده را دارد كه همه كشورهاى جهان در رأىگیرى بر اساس «مساوات و برابرى» در آن شركت دارند، و مصوّباتش تأثیر روانى و معنوى قابل ملاحظهاى در افكار عمومى مردم جهان دارد. امّا فرزندش «شوراى امنیت» توانایى كافى و قدرت اجرایى دارد! و اگر بخواهد مىتواند مصوّبات خود را پیاده كند، ولى متأسّفانه قدرت كافى براى رأىگیرى ندارد; زیرا قدرتهاى پنجگانه (آمریكا و شوروى و چین و فرانسه و انگلیس) كه عضو دائمى و ابدى! شورا هستند; هر یك به تنهایى مىتواند با رأى منفى خود همه تصمیمها را خنثى كند; و این حقّ «وتو» كه علامت یادگارى از عهد استعمار بر پیشانى این مركز مهمّ جهانى است، آن را غالباً در تصمیمهاى مهم فلج مىسازد! بنابراین، یكى قدرت اجرا دارد و تصویب نمىكند، و دیگرى تصویب مىكند و توانایى بر اجرا ندارد! امّا با تمام این اشكالات همین «مركز نیم بند» سازمان ملل و دستاوردهایش، همین كانون پر سر و صداى كم اثر، اگر از انصاف نگذریم تا كنون توانسته است كارهایى ـ هر چند كوچك ـ انجام دهد; و قطع نظر از كارش، همین صورت ظاهرش، دلیل بر این است كه طرز فكر جدیدى در دنیا در حال تكوین است كه از مراحل «نیمه جدّى» و یا حتّى شبیه به شوخى آغاز شده، و به سوى مراحل جدّىتر در حال حركت است; به دلیل اینكه تمام كشورهاى جهان با تمام اختلافهایى كه در مكتب و روش دارند احساس نیاز به وجودش مىكنند; و كنار رفتن از آن را بسیار بد مىدانند.

World War I and II know that unlike the cyclical madness of humanity in the universe was against the deadly effects of the works of his awakening to his left. Following the First World War, "League of Nations" was formed, but did nothing with the thundering guns of World War II, in the collapsed remnants. But the experience was a short time after the end of World War II, the relatively stronger basis for a global reference center, called the "United Nations" is set, and the Charter interesting as the "Bill of Rights" is set. Do not deny that many of the same materials as our proverb about "call" and "cat" and that he was not present at the bell to the cat's neck to hang on, but it is also undeniable that the steps Nqayssh is an important step was taken with all, and least of all right thinking people of the world to believe, though in practice, monitoring is lame! Good to see you the following material from the "Universal Declaration of Human Rights" is not the same that we've moved past the discussion Mygshtym looking for?!
Article One: All human beings are born free and in dignity and rights are endowed with reason and conscience and mended brothers and we should act towards one another in a spirit of brotherhood ...
Article Three: Everyone has the right to life, liberty and security of person ...
Article V: No one under torture and cruel and degrading treatment or punishment, or contrary to human dignity, said.
Article VI: Everyone has the right to everywhere as a person before the law is recognized.
ARTICLE VII: All are equal before the law and are entitled without any discrimination and in conformity with the equal rights are protected by the law ...
Article Twenty-Six: Everyone has the right to receive education, ... Education shall be directed to the full development of human personality and lead to the strengthening of respect for human rights and freedoms ...
Article Twenty-Nine: Everyone in the community, "duty", the free and full development of his personality is possible. Finally, the last item of the Universal Declaration of ways for students closes all abuse:
The SIAM: None of the provisions of this Declaration shall be interpreted in such a way that guarantees the right to a state or a people, or a person, which can make any of the rights and liberties contained in this Declaration, destroy, or in the to operate. the global community to solve many problems ignore. But not like negative people, it is because humanity has entered a new stage of historical Bngarym ignored. Know "UN" in a sentence, "The Mother" is, and it becomes one of their branches Shby "Security Council" is. The difference between "child" with "mother" is that "it" has no executive powers and Msvbatsh a series of formal recommendations to the countries of the world. So, sometimes people are skeptical of the Global Forum, as "address table" or "global theater" or "no parliamentary government", and meant it, but what benefit is there in this world in voting on the basis of "equality" in the company, and Msvbatsh significant impact on world public opinion is mental and spiritual. But his "Security Council" power of the executive power is enough! And if he can implement its decisions, but unfortunately does not have enough power to vote, because the five powers (the U.S. and the Soviet Union, China, France and Britain), the permanent and eternal! The council are each alone with his decision to neutralize negative vote and the right to "veto" a mark on the forehead relic of the colonial era, the major center of the world, it's paralyzing often makes important decisions! Thus, one has the ability to run and pass is not approved and the other does not have the ability to run! But with all the problems in the "center half-heartedly" and achievements of the United Nations, the center is full of low noise, fairness Ngzrym you ever been able to do small things though, and regardless of the job, such as otherwise, it is because of the new thinking in the world is the creation of the "semi-serious" or even started like a joke, and is moving toward serious process, because all countries and all divergences in school and they need him to hold and go along with it very badly know.